حاج ملا هادي السبزواري

252

شرح مثنوى

نفسانيه - مثل هواهاى متضادّه و خواطر متخالفه و احوال متصادمه در يك شخص . ( ( 55 ) ) تا مگر زين جنگ حقّت واخرد * در جهان صلح يك رنگت برد ن 1045 15 - ك 352 29 در جهان صلح : كه عالم عقول است و عالم تصالح الاضداد . بلكه در عالم روح نفسانى و عقل انسانى ، نار و ماء و حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و غير اينها از اضداد ، صلح دارند و در يك محلّ جمعاند . بلكه همهء صور متخالفهء اشخاص و اقسام مدركات خمسه و معقولات متخالفه - همه - در عقل بسيط ، جمعند . و چنين نيست كه يكى در جزء نفس و ديگرى در جزء ديگر باشد - كه نفس را جزء نيست و بسيط است . و اشيا - بمهياتها و ذاتياتها - به نفس در مىآيند ، نه به اشباحها و انموذجاتها . ( ( 57 ) ) اين تفانى از ضدّ آيد ضدّ را * چون نباشد ضدّ ، نبود جز بقا ن 1045 17 - ك 352 30 اين تفانى : و تفاسد كه درين عالم مىبينى ، از تضاد است . مثل اينكه حَرّ بر موضوع بَرد - يا بالعكس - آمد ، سابق را فانى كرد . يا فصل بر وصل ، و به عكس و مانند اينها . پس در عالم روحانى كه تضاد نيست ، تفاسد و موت نيست ، و بقاست . ( ( 58 ) ) نفى ضدّ كرد از بهشت آن بىنظير * كه نباشد شمس و ضدّش ز مهرير ن 1045 18 - ك 352 30 نفى ضدّ كرد : كه فرمود « لا يَرَونَ فيها شَمساً وَلا زَمهَريراً » ( 1 ) . ( ( 59 ) ) هست بىرنگى اصول رنگها * صلحها باشد اصول جنگها ن 1045 19 - ك 352 31 هست بىرنگى : چه وحدت ، مقدم و قاهر بر كثرت است . صلحها باشد : چه مقام تصالح الاضداد كه مرتبهء واحديّت است ، مقدم است بر عالم جمع عقول - چه جاى عالم فرق و عالم فرق الفرق . ( ( 61 ) ) اين تخالف از چه آيد وز كجا * وز چه زايد وحدت اين اضداد را ن 1045 21 - ك 353 1 اين تخالف : تخالف و كثرت در عوالم كثرت ، از كثرت مفاهيم اسماء و صفات حق در مرتبهء و احديّت است . و وحدت عوالم وجود ، از مرتبهء احديّت وجود حق است . سبحان من ربط

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء انسان ، آيهء 13 . .